دارم میرم
دارم می رم از این دیار
با یه قلب بی قرار
می رم همه بدونن
دیگه نمونده صبر و انتظار
دارم می رم ازاد باشم
داد بزنم فریاد باشم
اینجا منو ندیدن
دارم می رم در یاد باشم
می خوام برم اینجا جایی ندارم
اینجا منو شکستن
اینجا فردایی ندارم
اینجا ادمهاش غریب کشن
بگی دوست دارم
جسمتو به اتیش میکشن
توی این شهر همه دو رنگن
قلب ندارن ، قلبا از جنس سنگن
هر روز قهر و دعوا
مثه سگ و گربه با هم می جنگن
اینجا باد میاد اسیاب ندارن
واسه تک تک سوالاشون جواب ندارن
هرکی هرچی بخواد می دزده
دزدا اشنا ، نقاب ندارن
یه روز هوای سیاست میکنن
فهش میدن به هم جسارت میکنن
یه روز اشتی اشتی
دوباره به هم عادت میکنن
یه روز همه جا سیاهی
دوروبرت پر شده از تباهی
یه روز همه جا امن و امان
به به عجب هوایی
از همه ی کشورا سری
مهد تمدن و برتری
ولی نمیتونم بمونم
وقتی ازم بی خبری
ترو به خدا میسپارم
خداحافظ سرزمین مادری









